چه بر سر مهربانی آمده است؟ روایت هایی واقعی از زنده بودن مهرورزی میان انسان ها
به گزارش جملات زیبا، مهربانی با غریبه ها و برقراری ارتباط های ساده روزمره، تأثیری عمیق بر سلامت روان ما می گذارد. احوالپرسی های کوتاه با افراد ناشناس، حس تعلق اجتماعی را تقویت می نماید و باری از دوش خستگی های ذهنی برمی دارد.
دکتر جیلیان سندستورم (Gillian Sandstrom)، روان شناس، سال ها پیش مجذوب قدرت تعامل با افراد ناشناس شد. او در دوران دانشجویی در تورنتو، هر روز هنگام عبور از محوطه دانشگاه برای یک فروشنده دوره گرد دست تکان می داد و سلام می کرد، بدون اینکه خریدی از او انجام دهد. تبادل همین سلام و احوالپرسی کوتاه چنان نشاطی به روزهای تنهایی او بخشید که پژوهش درباره اثر پیوندهای ضعیف (Weak Ties) را شروع کرد. یافته های او نشان داد که حتی گذراترین برخوردهای انسانی، احساس انزوا را کم می نمایند و خلق وخو را بهبود می بخشند.
تأثیر تجربی پیوندهای ضعیف در تعاملات روزمره
کریستین جنکینز (Kristin Jenkins)، استاد سلامت جهانی در دانشگاه کرنرستون (Cornerstone University) در میشیگان، با الهام از این یافته ها، تکلیفی تازه به دانشجویانش داد: مصاحبهی آگاهانه با افراد ناشناس و آشنایان دور. دانشجویان از نتیجه کار شاد شدند و تمایل داشتند این رفتار را ادامه دهند. یکی از آن ها از مصاحبهی صمیمانه اش با یک مکانیک درباره رشته پرستاری گفت و دیگری که در بیمارستان کار می کرد، شرح داد که صدا زدن نام افراد یا چند دقیقه گوش دادن به حرف هایشان، فشار یک شیفت کاری سنگین را سبک تر کرد.
مهربانی با غریبه ها جلوه های ساده دیگری هم دارد. مادری در کالیفرنیا که از زمان ابتلا به فلج اطفال در کودکی با انحراف ستون فقرات و دردی مزمن سر می نماید، بیست سال است هر هفته همراه سگ هایش به آسایشگاه ها و بیمارستان ها سر می زند تا برای افراد تنها دست نوشته و هدیه ببرد. در کنیا نیز پرسیدن معنای یک عبارت اختصاری روی پیراهن مردی در صف نانوایی، به مصاحبهیی پانزده دقیقه ای و لبخند هر دو نفر ختم شد.
یک جعبه دستمال کاغذی و گوشی برای شنیدن دردهای پنهان
میشل سارنوسکی (Michelle Sarnosky) مسئول میز پذیرش در همایش های شرکتی است؛ جایی که وظیفه ثبت نام و صدور کارت شناسایی مهمانان را بر عهده دارد و پیوسته با چهره های نو روبه رو می گردد. در سرانجام یک روز کاری، زنی با چشمانی اشک بار به میز او مراجعه کرد. این زن پس از تجربه ای ناخوشایند در یک جلسه آموزشی، حس می کرد از دیگران عقب مانده و رفتار تند مدرس دوره او را آزرده بود. خروج شتاب زده و صدای محکم بسته شدن در، درماندگی اش را دوچندان نموده بود.
مهربانی با افراد ناشناس در چنین لحظاتی معنا پیدا می نماید. میشل یک جعبه دستمال کاغذی جلویش گذاشت و با آرامش پای حرف هایش نشست. زن از سختی های کار در یک محیط فناوری مردانه برای زنی میانسال گفت و از اینکه چطور گاهی نادیده گرفته می گردد. این گوش دادن صبورانه، سنگینی فضا را شکست و لبخندی روی لبان زن نشاند؛ تجربه ای که یادآوری می نماید ما از رنج های درونی اطرافیان بی خبریم و توجهی کوتاه می تواند اثری ماندگار بگذارد.
قدم زدن با حیوان خانگی و شکل گیری پیوندهای محلی
آنیتا فینلی در (Anita Finley Derr) پس از نقل مکان به شهری کوچک در فلوریدا دریافت که برقراری ارتباط با اهالی محل چندان ساده نیست. همسرش سال ها در آن محله سکونت داشت اما رابطه نزدیکی با همسایگان برقرار ننموده بود. ماجرا زمانی تغییر کرد که آنیتا سگ کوچکش را برای پیاده روی به خیابان برد.
همسایه ها به بهانه تماشا توله سگ می ایستادند و سر صحبت را باز می کردند. ظرف یک ماه، همین مکالمه های ساده خیابانی زمینه دوستی های متعددی را فراهم کرد. ارتباط های خرد محلی هدیه ای دوطرفه به حساب می آیند که احساس غربت را از میان می برند.
آغوشی بی منت در اوج تاریکی سوگ
کوردلیا بیدل (Cordelia Biddle) خاطره ای از روز پس از درگذشت ناگهانی برادر بزرگ ترش بازگو می نماید؛ زمانی که تمام اعضای خانواده در بهت و ناباوری به سر می بردند. پدرش ناچار بود برای ارسال چند سند کاری به دفتر پستی فیلادلفیا برود و کوردلیا نیز او را همراهی کرد. متصدی باجه با لحنی گرم پرسید آیا برای تعطیلات گرد هم آمده اند؟
کوردلیا با بغض حقیقت را بر زبان آورد و گفت برادرش روز قبل فوت نموده است. واکنش کارمند باجه فراتر از یک همدردی معمولی بود؛ او بی درنگ از پشت پیشخوان بیرون آمد و هر دوی آن ها را در آغوش گرفت. او شناختی از آن ها نداشت، اما وزن سنگین اندوهشان را با تمام وجود درک کرد. آن لحظه آرامش بخش در حافظه آن ها ماندگار شد و انگیزه ای برای بازتاب این همدلی به دیگران پدید آورد.
هر رهگذر حامل داستانی شنیدنی است
دونالد پدرسون (Donald Pederson) همیشه در آسانسورها، پیاده روها و صف های طولانی با افراد مختلف مصاحبه می نماید. واقعیت این است که اگر گوشی شنوا داشته باشیم، هر رهگذری که از کنارمان عبور می نماید، مجموعه ای از تجربه ها و درس های شنیدنی در سینه دارد.
مغز ما چگونه به ارتباط های کوتاه با غریبه ها واکنش نشان می دهد؟
از منظر علوم اعصاب، هنگام یک نگاه چشمی ساده یا تبادل لبخند با فردی ناشناس، مغز هورمون های اکسی توسین (Oxytocin) و دوپامین (Dopamine) آزاد می نماید. اکسی توسین ترشح هورمون کورتیزول را مهار می نماید و پیغام آرامش به سراسر سیستم عصبی می فرستد.
ساختار زیستی انسان در بستر پیوندهای گروهی فرگشت یافته است. پاسخ گرم و مهربانانه یک غریبه، احساس امنیت محیطی را برای فکر ناخودآگاه بازسازی می نماید و فشارهای فیزیولوژیک ناشی از استرس تنهایی را کاهش می دهد.
روان شناسی مصاحبهی کوتاه و پدیده ای به نام شکاف علاقه
بسیاری از افراد به علت پدیده ای موسوم به شکاف علاقه (Liking Gap) از هم کلام شدن با دیگران پرهیز می نمایند. این سوگیری شناختی باعث می گردد فرد گمان کند دیگران تمایلی به هم صحبتی ندارند یا او را قضاوت منفی خواهند کرد، در حالی که شواهد رفتاری خلاف این فرض را اثبات می نمایند.
پرسیدن نظری کوتاه درباره کتابی در دست یک مسافر یا تشکری گرم از راننده، الگوهای تکراری روزمرگی را می شکند. تکرار این ریزرفتارها، دیوارهای نامرئی انزوای مدرن را فرومی ریزد و احساسی ماندگار از پیوند اجتماعی می آفریند.
منبع: npr
پیشنهاد اختصاصی سردبیر (علیرضا مجیدی)
این مقاله مجذوب کننده و جالب بود؟! پس برای خواندن این نوشته های مرتبط کلیک کنید:
- چرا با وجود هوش مصنوعی و ایجنت های هوشمند حجم کاری انسان افزایش یافته است؟
- داستان زندگی هانری دونان و شکل گیری سازمان صلیب سرخ
- با این برنامه رایگان ناچ بالای صفحه اندروید را به دکمه همه کاره تبدیل کنید
- اگر والدین شما 100 سال عمر نمایند، آیا شما هم صدساله می شوید؟ جامع ترین پژوهش علمی پاسخ می دهد
- نتایج عجیب یک آزمایش متفاوت؛ چرا دانشمندان سوئیسی 2 هزار شورت نخی را به خاک سپردند؟!
- چگونه مدیریت تیم کوک ارزش بازار اپل را 20 برابر کرد؟